غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
545
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بتشريف منشور حكومت مشرف و معزز شده ملقب بمهذب الدوله گشت و شوكت و مكنت مهذب الدوله به جائى رسيد كه القادر باللّه عباسى پناه به او برد و تا وقتى كه او را از بغداد بجهة خلافت طلب كردند در سايهء حمايتش اوقات گذرانيد وفات مهذب الدوله در جمادى الاولى سنهء ثمان و اربعمائه اتفاق افتاد و مدت حياتش هفتاد و سه سال بود ابو محمد عبد اللّه كه خواهرزاده مهذب الدوله بود بعد از فوت خال فوجى از ابطال رجال با خود متفق گردانيد تا ولد مهذب الدوله احمد را كه منصب ولايتعهد داشت گرفته به دو سپردند و ابو محمد بر مسند ايالت نشسته احمد را در مصادره كشيد و آن مقدار چوب زد كه پهلو بر بستر ناتوانى نهاده بعد از سه روز جهان فانى را بدرود كرد و اينمعنى به روى مبارك نيامد و در منتصف شعبان همانسال روى بعالم عقبى آورد ابو عبد اللّه حسين بن بكر الشرابى در سلك خواص مهذب الدوله انتظام داشت و پس از فوت ابو محمد در بطيحه رايت حكومت برافراشت و در سنهء عشر و اربعمائه سلطان الدوله ديلمى صدقة بن فارس را لشكرى داده ببطيحه فرستاد و او ابو عبد اللّه را گرفته متكفل ايالت آنولايت گشت و ابو عبد اللّه در محبس صدقه بود تا وقتى كه صدقه درگذشت و در سنهء اثنى عشر و اربعمائه صدقه مريض شده در آن اثنا شنيد كه ابو الهيجا محمد بن عمران بن شاهين شهباز همت در هواى صيد بطيحه پرواز داده با لشكرى متوجه است و صدقه قبل از وفات بسه روز در ماه صفر سنهء مذكور شاپور بن المرزبان را با فوجى از شجعان بدفع او نامزد گردانيد و شاپور مظفر و منصور گشته ابو الهيجا اسير شد و معروض تيغ تيز گرديد لاجرم مردم بطيحه بعد از فوت صدقه از روى صدق سر بمتابعت او درآوردند و شاپور بمشرف الدوله عريضهء نوشته مالى قبول نمود كه هرسال بخزانهء بغداد فرستد و همدران اوان ابو نصر شيرزاد بن حسن بن مروان بر تقبل او چيزى مسترد كرد و زمام حكومت بطيحه بدست آورد و حسين شرابى كه از حبس نجات يافته بود بر شيرزاد خروج نمود و او روباه مثال بسوراخى گريخت و ابو كالنجار ديلمى در وقت استيلاء حسين شرابى وزير خود ابو محمد را بطمع اخذ مال و خراج ببطيحه فرستاد و حسين چند روزى اظهار اطاعت نموده چون ديد كه وزير بر رعايا تحميلات نامقدور مينمايد او را از آن ديار عذر خواست و مدتى دم از استقلال زده بالاخره از بغداد سپاهى به قصد او در حركت آمد و حسين طاقت مقاومت در حيز مكنت نديد و از بطيحه بطريق هزيمت پيش دبيس بن مزيد رفت و در سنهء اثنين و سبعين و اربعمائه ابو نصر بن هيثم كه والى بطيحه بود با سپاه ديلم كه در حدود آن مملكت بودند محاربه نموده قرب صد نفر بقتل رسانيد و در حكومت مستقل گرديد و در سنهء تسع و سبعين و اربعمائه ابو الغنايم بن ابو السعادات كه وزير بعضى از ملوك ديلم بود لشكر ببطيحه كشيد و ابن هيثم متحصن شده مدت محاصره امتداد يافت و در صفر سنهء ثمانين و اربعمائه بين الجانبين جنگ سلطانى واقع شده ابو الغنايم را ظفر ميسر گشت و ابن هيثم گريخته بسيارى از اتباع او را بتيغ بيدريغ رشته حيات بگسيخت اسمعيل و محمد پسران